کلماتی از آلبرت

بهمن ۲۶م, ۱۳۸۸
  • کسی که هیچگاه خطایی مرتکب نشده هرگز کار جدیدی راهم شروع نکرده است.
  • همیشه تخیل مهمتر از دانش است, دانش محدود است ولی تخیل دنیا را در بر می گیرد.
  • خداوند برای اداره کائنات هرگز تاس نمی اندازد.
  • سرنوشت تاوان تنفر از قدرت را با قدرتمند ساختن من رقم زد.
  • اگر از من بپرسید میگویم که گناه در خلوت را به تظاهر به تقوا ترجیح میدهم.
  • تحصیلات آن چیزی است که برای فرد پس از فراموش کردن آن چه در مدرسه آموخته است باقی می ماند.
  • خداوند به مشکلات ریاضی ما اهمیت نمیدهد او به صورت عملی انتگرال می گیرد.
  • وقتی راه حل ساده باشد یعنی اینکه خداوند در حال پاسخ دادن است.
  • منطق شما را از A به B میرساند ولی تخیل به همه جا میبرد.
  • اگر A معادل موفقیت باشد آنگاه فرمول چنین می شود: A=X+Y+Z که درآن X کار Y بازی و Z تشنه نگاه داشتن دهان است.
  • تغییر ماهیت پلوتونیم ساده تر از تغییر ماهیت روح شریر انسانی است.
  • از دیروز درس بگیرید در امروز زندگی کنید و به فردا امیدوار باشید.
  • هرگز کاری بر خلاف وجدان خود نکنید حتی اگر قانون از شما بخواهد.
  • علم چیز بسیار عالی است اگر آدم مجبور نشود خرج زندگی اش را از آن درآورد.
  • سعی نکنید موفق شوید بلکه سعی کنید با ارزش شوید.
  • ارزش آدمی به آنچه که می دهد معلوم می شود نه به آنچه می گیرد.
  • زندگی با ارزش تنها  از آن کسی است که برای دیگران زنده باشد.
  • جستجوی حقیقت با ارزش تر از تصاحب آن است.
  • مثال زدن فقط یک راه آموزش نیست بلکه تنها راه آن است.
  • هر چه سریعتر بروید کوتاهتر می شوید.
  • جایی که عشق باشد سوال نخواهد بود.
  • من در چنان تنهایی زندگی می کنم که در جوانی دردناک است، ولی در سالهای بلوغ فکری گوارا میشود.
  • تمامی دانش ما، در مقایسه با واقعیت، ابتدایی و کودکانه است. ولی با این حال با ارزش ترین دارایی ماست.
  • مردی که بتواند در حالی که دختر زیبایی را می بوسد با ایمنی رانندگی کند به بوسه اهمیتی را که سزاوار آن است نمی دهد.
  • هر چیزی را باید تا حد امکان ساده کرد، اما نه ساده تر از آن.
  • هیچگاه یک کنجکاوی مقدس را از دست ندهید.
  • دوست دارم افکار خدا را بدانم، بقیه چیزها جزئیات اند.
  • همه ی ادیان، هنرها و علوم شاخه ی یک درخت هستند.
  • این ممکن است که بتوان هر چیزی را به صورت علمی شرح داد،اما این بی احساس و بی معنی خواهد بود،درست مثل این که اگر شما سمفونی بتهوون را همچون یک موج نوسانی فشرده شرح دهید.
  •  مسلما نیروی جاذبه هیچ مسئولیتی در قبال افتادن انسانها در چاه عشق ندارد.

  •  وقتی شما به مدت دو ساعت با دختر زیبایی می نشینید به نظر می رسد که دو دقیقه بر شما گذشته،ولی وقتی روی یک اجاق داغ برای دو دقیقه می نشینید گویی به نظر می رسد که دو ساعت بر روی آن نشسته اید.( این مفهوم دقیق نسبیت است ).

  • تخیلات بسیار مهم تر و با ارزش تر از دانش و دانسته ها هستند.

  • اشخاص مختلف به کمک تکلم می توانند تا حدودی تجربیات خود را با هم مقایسه کنند،از این راه نشان داده می شود که برخی ادراکات حسی اشخاص مختلف نظیر یکدیگر است،در حالی که برای ادراکات حسی دیگر چنین تناظری را نمی توان اثبات کرد.ما عادت داریم که آن دسته از ادراکات حسی را که بین افراد مختلف مشترک هستند و بنابراین ،تا حدودی،غیر شخصی هستند را،واقعی بدانیم.

  • در طول یک قانون ریاضی به یک واقعیت اشاره می شود ولی یقین وجود ندارد. در طول زمانی که یقین وجود دارد،کسی به واقعیت اشاره نمی کند.

  • گاهی اوقات ما بهای هنگفتی را برای هیچ می پردازیم.

  • اگر من فقط شهرت داشتم ، من فقط یک قفل سازمی بودم.

  •  انسان عموما از نسبت دادن صفت زیرکی به دیگران اجتناب می کند، مگر به دشمن.

  • هیچ گاه به آینده فکر نمی کنم ،آینده خیلی زود از راه می رسد.

  • انسان جزئی است از یک کل،که ما آن را ((عالم))می نامیم.جزئی که محدود به زمان و فضا است.او خود افکار و احساساتش را به عنوان چیزی جدای بقیه عالم تجربه می کند.که می توان ان را نوعی خطای باصره در خود آگاهیش دانست.این خطا برای ما نوعی زندان است که ما را به امیال شخصی و ابراز عواطف نسبت به چند نفری که از همه به ما نزدیکترند محدود می کند.

  • وظیفه ی دشوار ما باید این باشد که خود را از این زندان نجات دهیم و دایره ی عواطف خود را گسترش دهیم،تا همه موجودات زنده و سراسر طبیعت را با تمام زیبائیهایش در بر گیرد.هیچ کس قادر نیست کاملا به این هدف دست یابد.اما تلاش برای نیل به آن خود بخشی از روند آزادی برای امنیت درونی است.

  • فقط دو چیز لایتناهی وجود دارد،جهان هستی و نادانی انسانها،البته من راجع به اولی زیاد مطمئن نیستم.

  • در مقابل خداوند همه ی ما به یک اندازه خردمند و به یک اندازه احمق هستیم.

  • لذت نگریستن و درک طبیعت والاترین نعمت است.

  • نقطه اتصال دو زمان گذشته و آینده حال است قدر آنرا بدانید.

  • راز ابدی دنیا دریافتنی بودن آن است.

  • از یافته های بزرگ امانوئل کانت یکی این است که فرض دنیای خارجی واقعی،بدون این دریافتنی بودن،بی معنی است.این واقعیت که دنیا دریافتنی است،یک معجزه است.

  • قسم می خورم که توی این عالم یک خبری هست!!

  • به هنگام رویارویی با مشکلات اساسی، نمی‏توانیم از همان سطح تفکری که آن مشکلات را به وجود آوردیم، آنها را برطرف کنیم.

  • عشق مثل ساعت شنی می ماند، هم زمان که قلب را پر می کند،مغز را خالی می کند.

  • من می خواهم اندیشه های خداوند را بدانم و بدانم که خداوند به چه می اندیشد و چگونه می اندیشد…بقیه چیزها جزئیات هستند.

  • من خودم را برای یک کار خیلی بزرگ آماده کرده بودم اما بعد از اینکه مسایل را دیدم فهمیدم که کار بزرگی نمی خواهد انجام بدهم. فقط باید این قایق را روی آب انداخت و کمی پارو زد. همین!!

  • تجاربی که تا کنون داشته ایم به ما این اجازه را می دهند که طبیعت را مصداق ساده ترین اندیشه های ریاضی قابل تصور بدانیم.

  • من قانع شده ام که می توان با استفاده از ابزارهای ریاضی محض،مفاهیم و قوانین مرتبط کننده آنها را که کلیه شناخت طبیعت هستند بدست آورد،آزمایش ممکن است الهام بخش مفاهیم ریاضی مناسب باشند اما به طور قطع و یقین نمی توان این مفاهیم را از تجربه استنتاج کرد،البته آزمایش همچنان یگانه معیار مفید بودن ساختارهای ریاضی خواهد بود اما خلاقیت در جنبه های ریاضی مطلب است،بنا براین به یک اعتبار عقیده دارم که همانطور که قدما تصورمی کردند،فکر محض می تواند به درک واقعیت نائل شود.

  • من بافته های فکرم را با استفاده از تیشه ی ریاضی آنچنان ظریف و حساس کرده ام تا به فرکانسهای خدا، عکس العمل نشاند بدهد!

  • جالب است که هر کدام از ما برای یک سفر روی زمین می آییم که نمیدانیم چرا ؟ اما بنظر می رسد که هدف مقدسی وجود داشته باشه.

  • در جهان همواره چیزی هست که نمی دانیم چیست و کاری می کند که نمی دانیم چه کاری است.

  • برای من چه لذتی عمیق تر و واقعی تر از این است که بدانم ،آیا خداوند هیچ انتخابی در آفرینش این جهان داشته است.

  • دو راه برای زندگی در دوران زندگی وجود دارد: یکی آنکه تصور کنیم هیچ چیز یک معجزه نیست و دیگر آنکه تصور کنیم که همه چیز یک معجزه است.

  • تو نمی توانی به طور همزمان هم آماده ی جنگ و هم مانع از وقوع جنگ شوی.

  • نفهمیدنی ترین چیز در رابطه با دنیا آن است که اصلا قابل درک نیست.

  • شما وقتی تبسم می کنید، جامه ی انسانیت می پوشید.

  • از نظر من معادله مهم تر از سیاست است زیرا سیاست برای حال است و معادله برای ابد.

به یاد دوستان کوهنوردمان

بهمن ۲۶م, ۱۳۸۸

خداحافظ فرشاد

خداحافظ سعید

…..

سرنوشت

آذر ۲۹م, ۱۳۸۸


خاطرات گذشته را مرور می کنم.

جمع دوستان و دوستی ها , جمع خندیدن ها و گفتن ها و گریستن ها و بودن ها….

جمع ما و من و طبیعت ,

در آغوش کوهسار.

و دست بی رحم زمانه که چه زیرکانه ,

خزید و خزید , آمد و آمد

و اندک اندک جمع دوستان می روند. یکی دوتا سه تا

و اکنون که به گذشته می نگرم .

از پنجره عکس ها ,خاطرات را مرور می کنم.

من ماندم و طبیعت .

در آغوش کوهسار

 به زودی تنها طبیعت می ماند با آلبوم پری از عکس های یادگاری و باز جمعی از دوستان تازه.

چه قدر کوتاه است فاصله بین بودن و نبودن

چه قدر سخت است عاشق ماندن

عباث

آبان ۶م, ۱۳۸۸

از وقتی عباث رفته دل و دماغ خیلی از کارا را هم با خودش برده…

نمی دونم چند سال طول می کشه تا یکی دیگه مثل عباث بیاد؟؟؟

به هر حال بعضی از دانشگاه ها تعطیلی ندارند…

عباث آزاد

——-

پا نوشت:

امسال عجب سالی شده

اون از اون انتخابات کذایی

بعدش کوچ انسان های بزرگی چون:

مهدی اعتمادی فر

محمدرضا کاشفی

علی رئیسی دانا

سه کشته دماوند (به یاد ساجده کشمیری)

میکائیل هاشمی

عباس جعفری

و در نهایت دوستان زیست شناسم در دانشگاه تهران (به یاد احسان انتظاری)

تولدت مبارک

شهریور ۲۷م, ۱۳۸۸

او یکی از بزرگترین زیست شناسان جهان بود. که آثاری در اکولوژی , تنوع زیستی و سیستماتیک از خود بر جای گذاشت.

بیش از ۱۵۰۰ گونه عنکبوت از رکوردهای جدید او برای ایران است. بیش از ۱۰۰ مورد ترجمه و تالیف از وی در زمینه ی زیست شناسی بر جای مانده است.

با تلاش ها و کوشش های این مرد بزرگ بسیاری ار مناطق طبیعی و گونه های در معرض انقراض ایران نجات یافتند.

معلمی بزرگ بود و دانشجویان زیادی را تربیت کرد کسانی که اکنون در جای جای این مملکت به مسندهای بزرگ علمی و تحقیقاتی رسیده اند.

علاوه بر این ها او یکی از بزرگترین کوهنوردان جهان به شمار می رفت. بیش از ۷۰ قله ی بالای ۷۰۰۰ متر را از مسیر نو صعود کرده بود و بارها برای صعودهایش مورد تقدیر قرار گرفت. بیش از۹۰ جلد ترجمه و تالیف در زمینه ی کوهنوردی از او به یادگار مانده است.

همچنین وی یکی از بزرگترین عکاسان و مستندسازان جهان بود که عکس ها و گزارشاتش در مجلات معتبر بین المللی به چاپ رسید و فیلم های مستند او در جشنواره های بین المللی جوایز گوناگونی را نصیب این فرد نمود.

او همواره ترجیه می داد تا بی نیاز از هیاهو و به دور از ساختارهای فاسد دولتی به کار خویش مشغول باشد. وی به جای آنکه خود را محتاج ساختارهای بیمار دولتی نماید دست به تاسیس بزرگترین شرکت اکو توریستی ایران زد که این شرکت یکی از بزرگترین حامیان پروژه های زیست محیطی در ایران است.

سرانجام این مرد بزرگ در گشایش مسیر زمستانه بر روی قله ای ناشناخته در هیمالیا دچارصانحه گشت و هرگز از آن برنامه بازنگشت.

آری او برای همیشه در هیمالیا جاودانه شد.

حماقت

شهریور ۱م, ۱۳۸۸

روز به روز داره حماقتم بیشتر میشه…

دیگه دوست ندارم به خاطر کس دیگه ای برنامم بهم بخوره

راستش دارم کم کم به کارهای سولو ایمان میارم.

البته این به این معنی نیست که کار تیمی یا سیستم همطنابی را دوست ندارم یا به اون اعتقادی ندارم بلکه به این معنی است که باید آنقدر مسلط بشم که بتونم به تنهایی هم صعودهامو انجام بدم.

به هر حال بعد از مدتی رکود باید دوباره شروع کنم.

شروع به خواندن

شروع به نوشتن

شروع به فعالیت

و شروع به زندگی…

منتظر مقالات جدید باشید که در راهه.

راستی انگار همه ما رو فراموش کردن.

ولی مهم نیست شاید این نوشته ها زمانی به درد کسی بخوره حتی اگه یک نفرم باشه

من تاثیرم را گذاشتن…

یا حق

تاخیر

مرداد ۲۱م, ۱۳۸۸

به دلیل شرایط جوی و منطقه ای و برخی مسائل داخلی برنامه مدتی به تعویق افتاد.

کوهنوردان بزرگ هرگز نمی میرند…

مرداد ۱۹م, ۱۳۸۸

یک سال از آخرین علم کوه گذشت.

انگار علم شده مبدا تاریخ ما…

خیلی دور نبود همین ۴ پست پایینتر اما چقدر تفاوت؟!

توی این مدت چندتا برنامه ی خوب اجرا کردم و کلی آموختم.

به راستی زمان چه زود می گذرد.

آماده ی برنامه ی علم  می شویم اما این بار تنها ۲ نفر- من و مرتضی- برنامه ی صعود  مسیر هاری رست  و گرده را داریم.

تو دلم به خودم می گم اگه برگشتم یه گزارش خوب می نویسم اما بعدش خندم می گیره می گم آره ارواح … اگه می خواستی بنویسی تو این یه سال می نوشتی.

نمی دونم چرا وقتی اسم علم می یاد همیشه یه حسی از مرگ کنارش هست.

اما به خودم می گم یه کوهنورد خوب یه کوهنورد زنده است و این برنامه هم مثل همه ی برنامه های دیگه یه پیش برنامه است

یه پیش برنامه برای زندگی…

به هر حال آماده ی اولین تجربمون روی یک دیواره ی جدی می شویم پس از اینکه توی بند یخچال, دیواره ی شروین و پل خواب تمرین کردیم.

همیشه گذشتن از سد اولین ها سخت بوده اما اگه نگذری هرگز تغییر نخواهی کرد و همیشه همان جا می مانی.

به امید موفقیت و بازگشت سلامت با یه گزارش برنامه ی پر بار…

هنوز زنده ام

خرداد ۷م, ۱۳۸۸

هنوز زنده ام

كمي خسته بودم و اندكي نياز به استراحت داشتم.

البته هنوز هم خسته ام مثل زماني كه بر بلنداي قله ايستاده اي و راهي طولاني براي بازگشت.

اما بايد قدم برداشت يكي پس از ديگري

بايد بازگشت

بايد جنگيد

بايد زندگي كرد

و بايد تغيير كرد تا زنده بماني

آن را كه خبر شد…

آبان ۲۰م, ۱۳۸۷

آن را كه خبر شد

خبري باز نيامد

——–

نمي دونم چرا مدام اين شعر به ذهنم ختور مي كند و ناخودآگاه آن را تكرار مي كنم.

حالم از خيلي چيزا داره بهم مي خوره

از كساني كه درس مي خوانند كه فقط درس خوانده باشند و جايگاهي اجتماعي براي خود رقم بزنند.

از كوهنورداني كه اسير جادوي كوهستان شده اند و صعود مي كنند كه تا بگويند ما صعود كرده ايم.

ازافرادي كه زندگي خود را در درون سيكل بسته اي انداخته اند و مدام آن را تكرار مي كنند.

فكر مي كنم در لا به لاي خط هاي زندگي يك چيزهايي را داريم فراموش مي كنيم.

چيزهايي را در جاده ي زندگي جا گذاشته ايم

راستش فكر مي كنم قرار نيست ما كارهاي عجيب و غريبي بكنيم و بيهوده سعي در بزرگ جلوه دادن خود نماييم.

فكر مي كنم بايد قبل از هر چيز به دنبال اون حقيقتي باشيم كه لا به لاي سطور زندگيمون گم كرديم.

بايد تو زندگيمون دنبال اون زيبايي حقيقت و لذت بردن ازش باشيم.

حالم بهم مي خوره از كسايي كه به خاطر چيزهايي جز لذت بردن از مطالعه و زيبايي دانستن و دانش به سراغ درس خواندن مي روند.

حالم به هم مي خوره از كسايي كه به خاطر چيزهايي غير از زيبايي ذات حقيقت به سراغ طبيعت مي روند.

و حالم بهم مي خوره از كساني كه تمام روزهاي زندگيشون مثل همه.

الان كه فكر ميكنم ميبينم كه هرچه قدر هم توي اين دنيا زندگي كرده باشي بلاخره مي ميري و چيزهايي را هم كه از خود باقي گذاشتي پس از مرگت سودي برايت نخواهد داشت. اون هنگام شهرت ونام و پول به چه كار آيد.

اون وقته كه زيبايي حقيقت و لذن بردن از ذات حقيقت رو درك ميكني.

هادي، دنبال چيزهاي عجيب غريب توي زندگيت نباش.

بگرد و حقيقت رو پيدا كن و از اون لذت ببر…