سرنوشت

آذر ۲۹م, ۱۳۸۸


خاطرات گذشته را مرور می کنم.

جمع دوستان و دوستی ها , جمع خندیدن ها و گفتن ها و گریستن ها و بودن ها….

جمع ما و من و طبیعت ,

در آغوش کوهسار.

و دست بی رحم زمانه که چه زیرکانه ,

خزید و خزید , آمد و آمد

و اندک اندک جمع دوستان می روند. یکی دوتا سه تا

و اکنون که به گذشته می نگرم .

از پنجره عکس ها ,خاطرات را مرور می کنم.

من ماندم و طبیعت .

در آغوش کوهسار

 به زودی تنها طبیعت می ماند با آلبوم پری از عکس های یادگاری و باز جمعی از دوستان تازه.

چه قدر کوتاه است فاصله بین بودن و نبودن

چه قدر سخت است عاشق ماندن

عباث

آبان ۶م, ۱۳۸۸

از وقتی عباث رفته دل و دماغ خیلی از کارا را هم با خودش برده…

نمی دونم چند سال طول می کشه تا یکی دیگه مثل عباث بیاد؟؟؟

به هر حال بعضی از دانشگاه ها تعطیلی ندارند…

عباث آزاد

——-

پا نوشت:

امسال عجب سالی شده

اون از اون انتخابات کذایی

بعدش کوچ انسان های بزرگی چون:

مهدی اعتمادی فر

محمدرضا کاشفی

علی رئیسی دانا

سه کشته دماوند (به یاد ساجده کشمیری)

میکائیل هاشمی

عباس جعفری

و در نهایت دوستان زیست شناسم در دانشگاه تهران (به یاد احسان انتظاری)

تولدت مبارک

شهریور ۲۷م, ۱۳۸۸

او یکی از بزرگترین زیست شناسان جهان بود. که آثاری در اکولوژی , تنوع زیستی و سیستماتیک از خود بر جای گذاشت.

بیش از ۱۵۰۰ گونه عنکبوت از رکوردهای جدید او برای ایران است. بیش از ۱۰۰ مورد ترجمه و تالیف از وی در زمینه ی زیست شناسی بر جای مانده است.

با تلاش ها و کوشش های این مرد بزرگ بسیاری ار مناطق طبیعی و گونه های در معرض انقراض ایران نجات یافتند.

معلمی بزرگ بود و دانشجویان زیادی را تربیت کرد کسانی که اکنون در جای جای این مملکت به مسندهای بزرگ علمی و تحقیقاتی رسیده اند.

علاوه بر این ها او یکی از بزرگترین کوهنوردان جهان به شمار می رفت. بیش از ۷۰ قله ی بالای ۷۰۰۰ متر را از مسیر نو صعود کرده بود و بارها برای صعودهایش مورد تقدیر قرار گرفت. بیش از۹۰ جلد ترجمه و تالیف در زمینه ی کوهنوردی از او به یادگار مانده است.

همچنین وی یکی از بزرگترین عکاسان و مستندسازان جهان بود که عکس ها و گزارشاتش در مجلات معتبر بین المللی به چاپ رسید و فیلم های مستند او در جشنواره های بین المللی جوایز گوناگونی را نصیب این فرد نمود.

او همواره ترجیه می داد تا بی نیاز از هیاهو و به دور از ساختارهای فاسد دولتی به کار خویش مشغول باشد. وی به جای آنکه خود را محتاج ساختارهای بیمار دولتی نماید دست به تاسیس بزرگترین شرکت اکو توریستی ایران زد که این شرکت یکی از بزرگترین حامیان پروژه های زیست محیطی در ایران است.

سرانجام این مرد بزرگ در گشایش مسیر زمستانه بر روی قله ای ناشناخته در هیمالیا دچارصانحه گشت و هرگز از آن برنامه بازنگشت.

آری او برای همیشه در هیمالیا جاودانه شد.

حماقت

شهریور ۱م, ۱۳۸۸

روز به روز داره حماقتم بیشتر میشه…

دیگه دوست ندارم به خاطر کس دیگه ای برنامم بهم بخوره

راستش دارم کم کم به کارهای سولو ایمان میارم.

البته این به این معنی نیست که کار تیمی یا سیستم همطنابی را دوست ندارم یا به اون اعتقادی ندارم بلکه به این معنی است که باید آنقدر مسلط بشم که بتونم به تنهایی هم صعودهامو انجام بدم.

به هر حال بعد از مدتی رکود باید دوباره شروع کنم.

شروع به خواندن

شروع به نوشتن

شروع به فعالیت

و شروع به زندگی…

منتظر مقالات جدید باشید که در راهه.

راستی انگار همه ما رو فراموش کردن.

ولی مهم نیست شاید این نوشته ها زمانی به درد کسی بخوره حتی اگه یک نفرم باشه

من تاثیرم را گذاشتن…

یا حق

تاخیر

مرداد ۲۱م, ۱۳۸۸

به دلیل شرایط جوی و منطقه ای و برخی مسائل داخلی برنامه مدتی به تعویق افتاد.

کوهنوردان بزرگ هرگز نمی میرند…

مرداد ۱۹م, ۱۳۸۸

یک سال از آخرین علم کوه گذشت.

انگار علم شده مبدا تاریخ ما…

خیلی دور نبود همین ۴ پست پایینتر اما چقدر تفاوت؟!

توی این مدت چندتا برنامه ی خوب اجرا کردم و کلی آموختم.

به راستی زمان چه زود می گذرد.

آماده ی برنامه ی علم  می شویم اما این بار تنها ۲ نفر- من و مرتضی- برنامه ی صعود  مسیر هاری رست  و گرده را داریم.

تو دلم به خودم می گم اگه برگشتم یه گزارش خوب می نویسم اما بعدش خندم می گیره می گم آره ارواح … اگه می خواستی بنویسی تو این یه سال می نوشتی.

نمی دونم چرا وقتی اسم علم می یاد همیشه یه حسی از مرگ کنارش هست.

اما به خودم می گم یه کوهنورد خوب یه کوهنورد زنده است و این برنامه هم مثل همه ی برنامه های دیگه یه پیش برنامه است

یه پیش برنامه برای زندگی…

به هر حال آماده ی اولین تجربمون روی یک دیواره ی جدی می شویم پس از اینکه توی بند یخچال, دیواره ی شروین و پل خواب تمرین کردیم.

همیشه گذشتن از سد اولین ها سخت بوده اما اگه نگذری هرگز تغییر نخواهی کرد و همیشه همان جا می مانی.

به امید موفقیت و بازگشت سلامت با یه گزارش برنامه ی پر بار…

هنوز زنده ام

خرداد ۷م, ۱۳۸۸

هنوز زنده ام

كمي خسته بودم و اندكي نياز به استراحت داشتم.

البته هنوز هم خسته ام مثل زماني كه بر بلنداي قله ايستاده اي و راهي طولاني براي بازگشت.

اما بايد قدم برداشت يكي پس از ديگري

بايد بازگشت

بايد جنگيد

بايد زندگي كرد

و بايد تغيير كرد تا زنده بماني

آن را كه خبر شد…

آبان ۲۰م, ۱۳۸۷

آن را كه خبر شد

خبري باز نيامد

——–

نمي دونم چرا مدام اين شعر به ذهنم ختور مي كند و ناخودآگاه آن را تكرار مي كنم.

حالم از خيلي چيزا داره بهم مي خوره

از كساني كه درس مي خوانند كه فقط درس خوانده باشند و جايگاهي اجتماعي براي خود رقم بزنند.

از كوهنورداني كه اسير جادوي كوهستان شده اند و صعود مي كنند كه تا بگويند ما صعود كرده ايم.

ازافرادي كه زندگي خود را در درون سيكل بسته اي انداخته اند و مدام آن را تكرار مي كنند.

فكر مي كنم در لا به لاي خط هاي زندگي يك چيزهايي را داريم فراموش مي كنيم.

چيزهايي را در جاده ي زندگي جا گذاشته ايم

راستش فكر مي كنم قرار نيست ما كارهاي عجيب و غريبي بكنيم و بيهوده سعي در بزرگ جلوه دادن خود نماييم.

فكر مي كنم بايد قبل از هر چيز به دنبال اون حقيقتي باشيم كه لا به لاي سطور زندگيمون گم كرديم.

بايد تو زندگيمون دنبال اون زيبايي حقيقت و لذت بردن ازش باشيم.

حالم بهم مي خوره از كسايي كه به خاطر چيزهايي جز لذت بردن از مطالعه و زيبايي دانستن و دانش به سراغ درس خواندن مي روند.

حالم به هم مي خوره از كسايي كه به خاطر چيزهايي غير از زيبايي ذات حقيقت به سراغ طبيعت مي روند.

و حالم بهم مي خوره از كساني كه تمام روزهاي زندگيشون مثل همه.

الان كه فكر ميكنم ميبينم كه هرچه قدر هم توي اين دنيا زندگي كرده باشي بلاخره مي ميري و چيزهايي را هم كه از خود باقي گذاشتي پس از مرگت سودي برايت نخواهد داشت. اون هنگام شهرت ونام و پول به چه كار آيد.

اون وقته كه زيبايي حقيقت و لذن بردن از ذات حقيقت رو درك ميكني.

هادي، دنبال چيزهاي عجيب غريب توي زندگيت نباش.

بگرد و حقيقت رو پيدا كن و از اون لذت ببر…

مرگ كوهنوردان

مهر ۲۹م, ۱۳۸۷

۲ چيز كوهنوردان را مي كشد:

۱. بلند پروازي

۲. بد شانسي

دوگ اسكات

———

پانوشت:

..فكر مي كنم با اين اوصاف تا حالا من بايد مرده باشم.

…مراسم آشنايي با اين كوهنورد خيلي جالب بود. حداقلش اين بود كه كلي از دوستان قديمي رو ديديم. ولي اي كاش در اين مراسم دوگ به جاي تعريف از برنامه هاش بيشتر از تجربه هاش تعريف مي كرد و دوستان هم مدام به او نمي گفتند كه وقت تمام است.

سفر به تركيه

مهر ۴م, ۱۳۸۷

در چند سال اخير ترك ها روي بخش توريسم در كشورشون خوب كار كردن و از اين راه هم درآمد هاي زيادي به دست آوردن.

طي چند وقت اخير مشغول طراحي يك برنامه ي سفر به تركيه و صعود چند قله در اين كشور بودم تا سال آينده يك برنامه ي ۲ هفته اي را در اين كشور برگزار كنم.

طي گشت گذارهام به اين سايت برخوردم. كه اطلاعات جامعي را براي سفر به اين كشور در اختيارم مي گذاشت و مهمتر از همه من فهميدم كه چرا توريسم در اين كشور اين قدر موفق است.